خرید بک لینک

درباره سایت

Querencia

آخرین مطالب

امکانات وب

دیشب با شدت گریه ازش خواستم یه نشونی ای بهم بده که بدونم چی درسته و چی غلط..صبح با افکار درهم پیچیده بیدار شدم چون منتظر بودم تو خواب واسم تشریح کنه قضیه رو و نکرد..نتیجش؟ مغزم که از شدت فکر کردن درد گرفته بود..سر اذان مغرب اعلام کردن فردا قراره شهید بیارن و بلهه عجیب فکر میکنم فرستاده ی آرمان منه..خدایاشکرت؛ ژالان | جمعه دوم دی ۱۴۰۱ 19:50 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا مرادی تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 14:44

از من به شما نصیحت؛هیچوقت با یه پسر جرئت حیقت بازی نکنین دهنتونو سرویس میکنه:|اونقدری که امروز با ممد حرف زدم>>حس میکنم با زهرا دعواش شده بعد ازدواجش اینجوری حرف نمیزد و همیشه چتامون رسمی بود ژالان | دوشنبه پنجم دی ۱۴۰۱ 21:48 ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا مرادی تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 14:44

-با اینکه بعد بازی حالم بد شد و تموم تنم سست شد ولی ناراضی نیستم و این تناقض رو درک نمیکنم؛دیدن این بُعد ازش خیلی غیرقابل هضم بود ولی باهاش کنار اومدم-چند شب پیش با آقای میم حرف زدم بعد دیروقت بود وسط چت خوابش برد منم گفتم اینا تا قبل ده دی سین بخوره اسممو میزارم ژالانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا مرادی تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 14:44

صفحه بندی